روانشناسی و مشاوره

از روانشناسی بیشتر بدانید

روانشناسی و مشاوره

از روانشناسی بیشتر بدانید

از روانشناسی بیشتر بدانید

  • ۰
  • ۰

عوامل تعیین‌کننده سلامت روان

نوجوانی دوره‌ای حیاتی برای ایجاد عادات اجتماعی و عاطفی است که برای سلامت روان مهم هستند. این عادات شامل اتخاذ الگوهای خواب سالم؛ ورزش منظم؛ توسعه مهارت‌های مقابله، حل مسئله و بین فردی؛ و یادگیری مدیریت احساسات می‌شود. محیط‌های محافظتی و حمایتی در خانواده، مدرسه و جامعه وسیع‌تر مهم هستند.

عوامل متعددی بر سلامت روان تأثیر می‌گذارند. هرچه نوجوانان در معرض عوامل خطر بیشتری قرار گیرند، تأثیر بالقوه آن بر سلامت روان آنها بیشتر خواهد بود. عواملی که می‌توانند در دوران نوجوانی به استرس کمک کنند شامل قرار گرفتن در معرض ناملایمات، فشار برای همرنگ شدن با همسالان و کاوش هویت است. تأثیر رسانه‌ها و هنجارهای جنسیتی می‌تواند اختلاف بین واقعیت زندگی یک نوجوان و برداشت‌ها یا آرزوهای او برای آینده را تشدید کند. سایر عوامل تعیین‌کننده مهم شامل کیفیت زندگی خانگی و روابط آنها با همسالان است. خشونت (به ویژه خشونت جنسی و قلدری)، فرزندپروری خشن و مشکلات شدید و اجتماعی-اقتصادی، خطرات شناخته شده‌ای برای سلامت روان هستند.

برخی از نوجوانان به دلیل شرایط زندگی، انگ اجتماعی، تبعیض یا محرومیت، یا عدم دسترسی به حمایت و خدمات باکیفیت، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به بیماری‌های روانی هستند. این موارد شامل نوجوانانی می‌شود که در محیط‌های بشردوستانه و آسیب‌پذیر زندگی می‌کنند؛ نوجوانانی که مبتلا به بیماری‌های مزمن، اختلال طیف اوتیسم، معلولیت ذهنی یا سایر بیماری‌های عصبی هستند؛ نوجوانان باردار، والدین نوجوان یا کسانی که در ازدواج‌های زودهنگام یا اجباری هستند؛ کودکان یتیم؛ و نوجوانانی از اقلیت‌های قومی یا جنسی یا سایر گروه‌های مورد تبعیض.

اختلالات عاطفی

اختلالات عاطفی در بین نوجوانان شایع است. اختلالات اضطرابی (که ممکن است شامل وحشت یا نگرانی بیش از حد باشد) شایع‌ترین اختلال در این گروه سنی است و در بین نوجوانان مسن‌تر بیشتر از نوجوانان جوان‌تر دیده می‌شود. تخمین زده می‌شود که 4.1٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 5.3٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله دچار اختلال اضطرابی هستند (1) . تخمین زده می‌شود که افسردگی در بین 1.3٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 3.4٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله رخ می‌دهد (1) . افسردگی و اضطراب برخی از علائم مشابه، از جمله تغییرات سریع و غیرمنتظره در خلق و خو را دارند.

اختلالات اضطرابی و افسردگی می‌توانند عمیقاً بر حضور در مدرسه و انجام تکالیف تأثیر بگذارند. گوشه‌گیری اجتماعی می‌تواند انزوا و تنهایی را تشدید کند. افسردگی می‌تواند منجر به خودکشی شود.

اختلالات رفتاری

اختلالات رفتاری در بین نوجوانان خردسال بیشتر از نوجوانان بزرگتر شایع است. اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD)، که با مشکل در توجه و/یا فعالیت بیش از حد و عمل بدون توجه به عواقب مشخص می‌شود، در بین 2.7٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 2.2٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله رخ می‌دهد  (1) . اختلال سلوک (شامل علائم رفتار مخرب یا چالش برانگیز) در بین 3.3٪ از نوجوانان 10 تا 14 ساله و 1.8٪ از نوجوانان 15 تا 19 ساله رخ می‌دهد  (1) . اختلالات رفتاری می‌توانند بر آموزش نوجوانان تأثیر بگذارند و خطر رفتار مجرمانه را افزایش دهند.

اختلالات خوردن

اختلالات خوردن، مانند بی‌اشتهایی عصبی و پرخوری عصبی، معمولاً در دوران نوجوانی و جوانی بروز می‌کنند. اختلالات خوردن شامل رفتارهای غیرطبیعی در خوردن و مشغولیت ذهنی با غذا است که در بیشتر موارد با نگرانی در مورد وزن و شکل بدن همراه است. دختران بیشتر از پسران تحت تأثیر قرار می‌گیرند. اختلالات خوردن می‌توانند بر سلامت جسمی تأثیر بگذارند و اغلب با افسردگی، اضطراب و اختلالات مصرف مواد مخدر همراه هستند. این اختلالات در حدود 0.1٪ از افراد 10 تا 14 ساله و 0.4٪ از افراد 15 تا 19 ساله رخ می‌دهد (1). این اختلالات با خودکشی مرتبط هستند. بی‌اشتهایی عصبی می‌تواند منجر به مرگ زودرس شود، که اغلب به دلیل عوارض پزشکی یا خودکشی است و میزان مرگ و میر بالاتری نسبت به سایر اختلالات روانی دارد.

روان‌پریشی

شرایطی که شامل علائم روان‌پریشی هستند، معمولاً در اواخر نوجوانی یا اوایل بزرگسالی بروز می‌کنند. علائم می‌توانند شامل توهم یا هذیان باشند. این تجربیات می‌توانند توانایی نوجوان را در مشارکت در زندگی روزمره و آموزش مختل کنند و اغلب منجر به انگ اجتماعی یا نقض حقوق بشر شوند. اسکیزوفرنی در 0.1٪ از افراد 15 تا 19 ساله رخ می‌دهد (1) .

خودکشی و خودآزاری

 

خودکشی سومین علت اصلی مرگ و میر در نوجوانان و جوانان (15 تا 29 سال) است  (2) . عوامل خطر خودکشی چند وجهی هستند و شامل مصرف مضر الکل، سوءاستفاده در دوران کودکی، انگ اجتماعی علیه کمک خواهی، موانع دسترسی به مراقبت و دسترسی به وسایل خودکشی می‌شوند. رسانه‌های دیجیتال، مانند هر رسانه دیگری، می‌توانند نقش مهمی در تقویت یا تضعیف تلاش‌های پیشگیری از خودکشی داشته باشند.

رفتارهای پرخطر

بسیاری از رفتارهای پرخطر برای سلامتی، مانند مصرف مواد یا رفتارهای پرخطر جنسی، در دوران نوجوانی شروع می‌شوند. رفتارهای پرخطر می‌توانند یک استراتژی بی‌فایده برای مقابله با مشکلات عاطفی باشند و می‌توانند به شدت بر سلامت روانی و جسمی نوجوان تأثیر بگذارند.

جوانان به ویژه در برابر ایجاد الگوهای مضر مصرف مواد که می‌توانند در طول عمر ادامه یابند، آسیب‌پذیر هستند. در سال 2019، شیوع مصرف الکل در بین افراد 15 تا 19 ساله در سراسر جهان بالا (22٪) بود و تفاوت‌های جنسیتی بسیار کمی وجود داشت و افزایش مصرف در برخی مناطق را نشان می‌داد (3).

مصرف دخانیات و حشیش از نگرانی‌های دیگر است. بسیاری از سیگاری‌های بزرگسال اولین سیگار خود را قبل از سن 18 سالگی کشیده‌اند. در سال 2022، شیوع مصرف حشیش در بین نوجوانان در سطح جهان بیشتر از بزرگسالان بود (به ترتیب 5.5 درصد در مقایسه با 4.4 درصد) (4).

ارتکاب خشونت یک رفتار پرخطر است که می‌تواند احتمال افت تحصیلی، آسیب‌دیدگی، مشارکت در جرم یا مرگ را افزایش دهد. خشونت بین فردی در سال 2021 در میان علل اصلی مرگ نوجوانان بزرگتر قرار گرفت  (1) .

ترویج و پیشگیری

مداخلات ارتقای سلامت روان و پیشگیری با هدف  تقویت ظرفیت فرد برای تنظیم احساسات، افزایش جایگزین‌هایی برای رفتارهای پرخطر، ایجاد تاب‌آوری برای مدیریت موقعیت‌های دشوار و ناملایمات و ترویج محیط‌ها و شبکه‌های اجتماعی حمایتی انجام می‌شود.

این برنامه‌ها نیازمند رویکردی چندسطحی با پلتفرم‌های ارائه متنوع -  برای مثال، رسانه‌های دیجیتال، مراکز مراقبت‌های بهداشتی یا اجتماعی، مدارس یا جامعه - و استراتژی‌های متنوع برای دسترسی به نوجوانان، به ویژه آسیب‌پذیرترین آنها هستند.

تشخیص و درمان زودهنگام

رسیدگی به نیازهای نوجوانان مبتلا به بیماری‌های روانی بسیار مهم است. اجتناب از بستری شدن در مراکز درمانی و پزشکی‌سازی بیش از حد، اولویت دادن به رویکردهای غیردارویی و احترام به حقوق کودکان مطابق با کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد و سایر اسناد حقوق بشر، برای سلامت روان نوجوانان کلیدی است.

  • مونا فلسفی
  • ۰
  • ۰

 

به‌طور‌کلی، حملات پانیک بر اساس شرایط وقوع و عوامل محرک آن‌ها به دو نوع اصلی تقسیم می‌شوند: حملات غیرمنتظره(Unexpected) و حملات وابسته به موقعیت یا محرک (Situationally Bound/Cued). در ادامه، هر یک از این انواع به‌صورت کامل توضیح داده شده است:

1. حملات پانیک غیرمنتظره (Unexpected Panic Attacks)

این نوع حملات به‌صورت ناگهانی و بدون محرک ظاهری یا قابل‌پیش‌بینی رخ می‌دهند. فرد ممکن است در حال انجام فعالیت‌های روزمره مانند استراحت، کار یا حتی خواب باشد و ناگهان دچار حمله پانیک شود. در این نوع حمله، هیچ نشانه یا محرک مشخصی مانند موقعیت خاص یا استرس قابل‌شناسایی وجود ندارد. برای مثال، فردی که در حال تماشای تلویزیون است و ناگهان دچار تپش قلب شدید، تنگی نفس و ترس از مرگ می‌شود، بدون اینکه دلیل مشخصی برای آن وجود داشته باشد.

2. حملات پانیک وابسته به موقعیت یا محرک (Situationally Bound/Cued Panic Attacks)

این حملات در پاسخ به یک محرک خاص یا موقعیت مشخص رخ می‌دهند. معمولا با فوبیاهای خاص مانند ترس از ارتفاع، حیوانات یا فضاهای بسته یا موقعیت‌های استرس‌زا مرتبط هستند. این نوع حمله تقریبا همیشه در مواجهه با محرک خاص یا بلافاصله پس از آن رخ می‌دهند؛ بیشتر در افرادی دیده می‌شوند که به اختلالات اضطرابی مانند فوبیای خاص یا اختلال اضطراب اجتماعی مبتلا هستند. برای مثال، فردی که فوبیای سگ دارد، هنگام مواجهه با یک سگ دچار حمله پانیک می‌شود و علائمی مانند لرزش، تعریق و تنگی نفس را تجربه می‌کند.

بیشتر بخوانید: اگر جنگ شد کجا بریم؟ راهنما کامل شرایط اضطراری

علائم حملات پانیک چیست؟

حمله پانیک می‌تواند علائم جسمی و روانی شدیدی ایجاد کند که بر زندگی روزمره و سلامت فرد تاثیر می‌گذارد. بر اساس DSM-5، یک حمله پانیک با بروز حداقل چهار مورد از علائم زیر مشخص می‌شود:

علائم جسمانی شامل:

  • تنفس سریع و سطحی

  • تپش قلب یا ضربان قلب سریع

  • درد یا ناراحتی در قفسه سینه

  • لرزش و رعشه

  • تعریق

  • احساس سرگیجه یا سبکی سر

  • درد شکمی 

  • تب و لرز

  • بی‌حسی یا گزگز

  • احساس خفگی 

  • حالت تهوع و ناراحتی معده

  • سوزن سوزن شدن انگشتان

  • گرگرفتگی

علائم عاطفی مانند:

  • ترس شدید از‌دست‌دادن کنترل، دیوانه‌شدن، دچار حمله قلبی شدن یا مرگ

  • احساس جدایی از خود(Depersonalization)

  • احساس غیر واقعی بودن محیط(Derealization)

  • مونا فلسفی
  • ۰
  • ۰

اگر کودک‌تان خجالتی است بهتر است بدانید راه‌های زیادی برای رفع این مشکل وجود دارد، به هر دلیلی که کودک شما اکنون خجالتی است، بهتر است راه‌های کمک به او را پیدا کنید.

این صحنه حتما برای‌تان آشناست؛ کودکی که در احوالپرسی‌های معمول روزانه با دیگران، پشت والدینش پنهان می‌شود و در جواب احوالپرسی آن‌ها ساکت می‌ایستد؛ این قبیل بچه‌ها را به‌اصطلاح «خجالتی» می‌گویند، مشکلی که اغلب کودکان و حتی نوجوانان و بزرگسالان ممکن است با آن روبه‌رو باشند. در اصل این یک ویژگی شخصیتی است که نباید باعث شرمندگی شود چون نیمی از بزرگسالان فکر می‌کنند خجالتی هستند و بیش از نیمی از آن‌ها هم اذعان می‌کنند که در کودکی خجالتی بوده‌اند؛ این مشکلی است که با تشویق و حمایت قابل اصلاح است. خبر خوب این‌که کودکان خجالتی می‌توانند کم‌رویی‌شان را مدیریت کنند. آن‌ها فقط کمی به حمایت نیاز دارند. اگر فرزند شما خجالت می‌کشد در جمع حاضر شود و رویش نمی‌شود از مغازه‌دار سوالی بپرسد! ممکن است فکر کنید که در کدام مرحله از تربیت و رشد او اختلالی بوده که با این مسئله روبه‌رو شده است! به هر دلیلی که کودک شما اکنون خجالتی است، بهتر است راه‌های کمک به او را پیدا کنید.

خجالت چیست؟

از نظر علمی خجالت یک واکنش طبیعی در برابر افراد و محیط‌ های جدید است که با ترس و کنجکاوی همراه است. هرچند بیشتر کودکان در شرایط مختلف قدری احساس خجالت و کم‌رویی می‌کنند اما کودکان خجالتی در تمام اوقات این احساس را دارند. واقعیت این است که کودکان خجالتی در فرهنگ چندگانه امروز به سختی می‌توانند با دیگران ارتباط بگیرند اما شرمساری می‌تواند کودک را از آموختن مهارت‌های اجتماعی باز ‌دارد، ضمن آن‌که می‌تواند بر عملکرد درسی‌اش تاثیر گذاشته و او را دچار اضطراب ناشی از امتحان و پرسش کند. بدتر از همه این‌که کودک خجالتی می‌تواند الگوی انزوایی داشته باشد که او را از ارتباط با دیگران باز می‌دارد. دانشمندان در حال حاضر بر این باورند که ارتباطات اجتماعی یکی از نیاز‌های مهم بشری است که می‌تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت فیزیکی و احساسی افراد در سطوح مختلف زندگی داشته باشد.
خجالت از کجا می‌آید؟

دلایل ایجاد ویژگی خجالتی در کودکان

ژنتیک: برخی از ویژگی‌های شخصیتی به افراد ارث می‌رسد بنابراین این ویژگی نیز می‌تواند در فرد ژنتیک باشد. تحقیقات نشان می‌دهد، میل به کم‌رویی ممکن است ژنتیک باشد‌. با توجه به تحقیقات انجام‌شده در دانشگاه هاروارد در رابطه با نوزادان، ۱۵تا۲۰درصد نوزادان تازه به دنیا آمده در محیط جدید ساکت‌، هشیار و آرام هستند. با وجود این، حدود ۲۵درصد از این نوزادان، نوجوانانی خجالتی نمی‌شوند‌ در حالی‌که بعضی از نوجوانان خجالتی‌، کودکی پرشورونشاطی داشتند.

ترس از شکست: هستند والدینی که فکر می‌کنند کودک‌شان نابغه است و باید هر آنچه لازم است را زود یاد بگیرد. کودکانی که مدام بیشتر از ظرفیت‌شان از آن‌ها توقع وجود دارد، زمانی‌که نمی‌توانند آن انتظار را درست برآورده کنند احساس بدی پیدا می‌کنند و این احساس بد تبدیل به ترس از شکست در آن‌ها می‌شود و بالطبع آن‌ها را به سمت شرمساری سوق می‌دهد.

شخصیت: گاهی اوقات شخصیت نوزاد طوری است که حساس و عاطفی و البته زودرنج است. بنابراین چنین شخصیتی بیشتر احتمال دارد که در کودکی خجالتی باشد.

رفتار آموزش داده شده: کودکان به‌دنبال تقلید مدل‌های تاثیرگذار هستند و این مدل‌ها می‌توانند والدین باشند. والدین خجالتی این حس را به کودک‌شان نیز می‌آموزند. مادری را تصور کنید که در مهمانی کنار کودک خود ساکت نشسته و هیچ گپ‌وگفتی با اطرافیان ندارد. همین، یک الگو برای فرزند این مادر می‌شود.

روابط خانوادگی: کودکانی که احساس وابستگی به والدین‌شان نمی‌کنند، ممکن است مستعد اضطراب و رفتار خجالتی باشند. از سوی دیگر، والدین به شدت محافظه‌کار نیز ممکن است کودک را از قرارگرفتن در موقعیت‌های جدید بترسانند. این‌که مدام به کودکی گفته شود که با غریبه‌ها حرف نزن آن‌ها افراد خطرناکی هستند و…. بدون شک در آینده از او فردی ترسو و البته خجالتی خواهد ساخت.

فقدان تعامل اجتماعی: بچه‌هایی که در سال‌های اول زندگی‌شان از دیگران دور هستند، احتمالا نمی‌توانند مهارت‌های اجتماعی را که به آن‌ها کمک می‌کند بتوانند با دیگران در تعامل باشند، یاد بگیرند. برخی والدین فکر می‌کنند در سال‌های اولیه تولد کودک، او باید دور از دیگران و در محیطی بسته و محدود نگهدارند. این مسئله یکی از عوامل مهمی است که باعث می‌شود کودک درک درستی از تعامل اجتماعی پیدا نکند.
والدین چه کمکی می‌توانند بکنند

حالا که فهمیدید کودک‌تان خجالتی است، بهتر است بدانید که شما به‌عنوان والدین نقش مهمی در رفع این ویژگی در کودک خود دارید. یادتان باشد که هیچ‌کس به اندازه شما فرزندتان را نمی‌شناسد و با علائق او آشنا نیست، بنابراین اصلا نگران نباشید و مطمئن باشید با به‌کار بردن برخی راهکارها می‌توانید این ویژگی را برطرف کنید.

راهکارهایی برای رفع خجالت کودکان

1) با کم‌رویی فرزند خود همدردی کنید

اذعان به آنچه او احساس می‌کند، بدون داوری منفی، به او کمک می‌کند احساس بهتری نسبت به خود داشته باشد. دادن این تصور که چیز بدی در رفتار او وجود دارد باعث می‌شود او حس بدی پیدا کند و در نتیجه خجالتی‌تر شود. همدردی با فرزندتان به او کمک می‌کند که مهارت‌های اجتماعی خود را افزایش دهد و با دیگران ارتباط برقرار کند. به کودک‌تان نشان دهید، احساس او را درک می‌کنید. وقتی در یک جشن تولد وارد یک اتاق پر از کودک می‌شوید به او بگویید: «می‌دانم سخت است وارد جمع بچه‌هایی بشوی که این همه سرو صدا می‌کنند!» این جمله به او کمک می‌کند حس راحتی بیشتری داشته باشد و بتواند رفتار بهتری از خود نشان دهد.

2) به کودک خود راهبرد‌های موثر مقابله با کم‌رویی را آموزش دهید

به کودک‌تان بیاموزید از دیگر کودکان سوال کند و به جواب‌های‌شان گوش دهد. با او صحبت کنید چطور موقعیتی را که باعث عصبی‌شدن او شده باید مدیریت کند. «اگر در مهمانی عصبی بودی چه کار باید بکنی تا آرام شوی؟ می‌توانی با یکی از بچه‌هایی که در مدرسه می‌شناسی معاشرت کنی، می‌توانی پیشنهاد کنی که تو هم از مهمان‌ها پذیرایی کنی، فکر می‌کنی با دیگر بچه‌ها درباره چه چیزی می‌توانی صحبت کنی؟»

3)به کودک‌تان برچسب خجالتی نزنید

«ببخشید، این پسر من خیلی خجالتی است» جمله‌ای است که مادر و پدر یک کودک خجالتی معمولا زمان روبه‌روشدن با دیگران به زبان می‌آورند. غافل از این‌که این کار اشتباه است! گفتن این‌که فرزندتان خجالت می‌کشد یا خجالتی است، به او این پیام را می‌دهد که چیزی غیرطبیعی در وجودش هست و شما از این بابت شرمنده یا نگران هستید. همین موضوع موجب می‌شود تا کودک احساس گناه و تقصیر کند. از احساسات او باخبر شوید و به این نکته توجه کنید که او می‌تواند بر ترس خود غلبه کند. برای مثال به او بگویید: «گاهی اوقات طول می‌کشد که که تو در یک موقعیت جدید بتوانی با بقیه گرم بگیری، تولد علی یادت می‌آید چطور در تمام بازی‌ها دست من را گرفته بودی؟ اما آخر مهمانی کلی با بچه‌های دیگر اخت شدی و از بازی با آن‌ها لذت بردی.»

4)مهارت‌های پایه اجتماعی را به کودک بیاموزید

باید به کودکان بیاموزید که تماس چشمی برقرار کنند، با دیگران دست بدهند، بخندند و با احترام با بقیه ارتباط داشته باشند. می‌توانید با نقش بازی‌کردن و بازی با عروسک‌ها هم این چیزها را به کودک یاد بدهید. این‌که چطور در زمین بازی با دیگران همبازی شوند و… بچه‌هایی که در پیوستن به گروه‌های مختلف موفق عمل می‌کنند ابتدا مشاهده می‌کنند و سپس راهی برای ملحق‌شدن به گروه پیدا می‌کنند. این بازی‌ها را در خانه با کودک انجام دهید و مهارت‌های اجتماعی را تمرین کنید.

5)الگوی رفتاری با اعتماد به نفسی باشید

شما به‌عنوان والدین باید بتوانید با غریبه‌ها دوستانه برخورد کنید، به دیگران کمک کنید و برخورد آرام در واکنش‌های اجتماعی را در همه زمینه‌ها مدل‌سازی کنید. یادتان باشد کودک با دیدن آدم‌های اطرافش خیلی چیزها یاد می‌گیرد. اگر شما هنگام برخورد با دیگران احساس راحتی کنید و بتوانید با کلمات ساده ارتباط خوبی برقرار کنید، کودک شما هم این رفتار شما را می‌بیند و یاد می‌گیرد. پس سعی کنید، در برخورد با دیگران در سلام کردن و معرفی خودتان پیش‌قدم باشید و سر صحبت را شما باز کنید.

  • مونا فلسفی
  • ۰
  • ۰

افسردگی در نوجوانان یک مشکل جدی سلامت روان است. این اختلال سبب می‌شود نوجوان احساس غم و اندوه پیوسته داشته باشد. او علاقه خود به انجام فعالیت‌های روزمره و لذت‌بخش را از دست می‌دهد. این اختلال سلامت روان می‌تواند بر نحوه تفکر و تعقل فرزند نوجوان شما تأثیر بگذارد و احساسات و رفتارهای او را تغییر دهد. این بیماری حتی می‌تواند سبب بروز مشکلات عاطفی، عملکردی و فیزیکی در او شود.

باوجوداینکه افسردگی می‌تواند در هر بخشی از زندگی ما رخ دهد، اما در همه افراد به یک صورت بروز نمی‌کند. نظر به اینکه نوجوانان در دوره حساسی از زندگی به سر می‌برند و تغییرات فیزیکی و روانی وسیعی را تجربه می‌کنند، بروز افسردگی می‌تواند سلامت روان و عملکرد او در آینده را به چالش بکشد.  علایم افسردگیدر نوجوانان و بزرگ‌سالان با اینکه تشابهاتی دارند اما در پاره‌ای از موارد نیز دارای تفاوت هستند.

مسائلی همچون فشار همسالان، انتظارات تحصیلی و تغییرات فیزیکی در نوجوانان رخ می‌دهد، می‌توانند نوسانات گسترده‌ای را در زندگی نوجوانان به وجود بیاورند. در حالت نرمال این تغییرات و فراز و نشیب‌ها سبب بروز احساساتی زودگذر می‌شوند، اما در برخی از نوجوانان کاهش سطح روحیه و تغییرات خلقی بیش از احساسات موقتی است و نشانه‌های افسردگی در آن‌ها دیده می‌شود.

باید بدانید که نمی‌توانید از فرزند خود خیلی راحت بخواهید بر افسردگی غلبه کند. افسردگی در نوجوان یک ضعف یا مسئله سطحی نیست که بتواند تنها با میل و اراده خود بر آن غلبه کند. این اختلال روان درصورتی‌که کنترل و درمان نشود، می‌تواند عواقب جدی به همراه داشته باشد و نیاز به درمان طولانی‌مدت دارد. در بیشتر نوجوانان، علائم افسردگی با درمان‌هایی مانند دارو و مشاوره روان‌شناختی کاهش پیدا می‌کند. در ادامه می‌توانید علائم خاص افسردگی در نوجوانان را ملاحظه نمایید.

علائم افسردگی در نوجوانان

علائم و نشانه‌های افسردگی نوجوانان شامل ایجاد تغییراتی مشهود نسبت به نگرش و رفتارهای قبلی آن‌ها است. این تغییرات می‌توانند سبب بروز ناراحتی و مشکلات قابل‌توجهی در محل تحصیل یا خانه شوند. همچنین این تغییرات می‌توانند نوجوان افسرده را از فعالیت‌های اجتماعی دور کنند و در سایر زمینه‌های زندگی نیز او را ضعیف نمایند.

معمولاً نوجوانانی کاملاً درگیر افسردگی می‌شوند و یا در حال تجربه علائم افسردگی  هستند، دائماً احساس غم و اندوه دارند. این غم و اندوه شامل گریه بدون دلیل و آشکار نیز می‌شود. فرزند شما به‌صورت مداوم احساس ناامیدی دارد و نسبت به مسائل پیرامون افکار منفی ابراز می‌کند. او ممکن است احساس خشم داشته باشد و بر سر مسائل خیلی کوچک نیز پرخاش کند.

 

علائم افسردگی از نظر شدت می‌توانند متفاوت باشند، بنابراین هرگز فرزند خود را با نوجوان مبتلای دیگر و یا افرادی که در خانواده‌تان تجربه افسردگی داشتند مقایسه نکنید. ولی به‌طورکلی تغییرات در احساسات و رفتار نوجوان شما ممکن است شامل موارد زیر شود:

  • احساس غم
  • تحریک‌پذیرو ناامید
  • احساس ناامیدی و پوچی
  • خلق‌وخوی تحریک‌پذیر یا آزاردهنده
  • از دست دادن علاقه یا لذت در انجام فعالیت‌های معمولی و لذت‌بخش
  • از دست دادن علاقه یا درگیری با خانواده و دوستان
  • کاهش سطح عزت‌نفس
  • افکار مکرر درباره مرگ، اقدام به خودکشی
  • احساس پیوسته در این باره که زندگی و آینده تیره‌وتار است
  • بروز اختلال در تفکر کردن، تمرکز کردن، تصمیم‌گیری و به خاطر سپردن چیزها
  • حساسیت شدید نسبت به رد یا شکست و نیاز به اطمینان بیش‌ازحد
  • احساس بی‌ارزش بودن یا احساس گناه
  • تثبیت شکست‌های گذشته یا سرزنش اغراق‌آمیز خود یا انتقاد از خود

تغییرات رفتاری در افسردگی نوجوانان

معمولاً نوجوانانی در معرض  افسردگی قرار دارند، تغییرات رفتاری زیر در آن‌ها مشاهده می‌شود:

  • سوق پیدا کردن به مصرف الکل یا مواد مخدر
  • احساس خستگی و از دست دادن انرژی
  • بی‌خوابی یا خواب زیاد
  • تغییر در اشتها، کاهش اشتها و کاهش وزن، یا افزایش میل به غذا و در پی آن افزایش وزن
  • کند شدن تفکر، صحبت کردن یا حرکات بدن
  • بی‌قراری و آشفتگی مانند قدم زدن، فشار دادن دست یا ناتوانی در نشستن
  • دوری کردن از اجتماع
  • شکایت مکرر از درد بدن، سردرد غیرقابل توضیح
  • برنامه‌ریزی برای خودکشی یا اقدام به خودکشی
  • آسیب رساندن به خود به‌عنوان‌مثال بریدن، سوزاندن یا سوراخ کردن بیش‌ازحد اندام یا خال‌کوبی
  • توجه کمتر به بهداشت شخصی یا ظاهر
  • طغیان خشم، رفتار مخاطره‌آمیز یا دیگر رفتارهای کنشگرانه
  • کاهش عملکرد در مدرسه یا غیب مکرر از مدرسه

 

  • مونا فلسفی
  • ۰
  • ۰

 

 

هنگامی که کودکی دچار اضطراب می شود، طبیعی است که بدانیم برای درمان استرس کودکان چه باید کرد. اما اگر سطح آگاهی شما درباره درمان استرس در کودکان کم باشد، نخواهید توانست آنها را از استرس به وجود آمده محافظت کنید. حتی این امکان وجود دارد که ناخواسته به اضطراب آنها دامن بزنید. شاید بهترین راه حل رفع استرس این باشد که کودک را تشویق کنیم در زمان بروز اضطراب با آن مقابله کند. تمرین هایی وجود دارند که اگر آنها را به کودکان آموزش بدهیم، خواهند توانست سطح استرس خود را پایین بیاورند. در ادامه توجه شما را به ده تمرین عملی برای از بین بردن استرس در کودکان جلب می کنیم.

 

یک ) با کودک خود همدلی کنید

 

برای درمان استرس کودکان بهترین کار این است که والدین به کودک توجه بیشتری نشان بدهند. والدین باید به او اطمینان بدهند که این وضعیت همیشگی نیست و با گذشت زمان ناراحتی ها و استرس های بوجود آمده کم کم از بین می روند. هیج وقت اجازه ندهید حرفی یا عملی از شما سطح اضطراب کودک را بالا ببرد. کافی است با کودک خود همدلی کنید. مثلا به او بگویید، « می دونم که از دوربین عکاسی خوشت نمیاد. من بهت کمک می کنم که این دوربین یک عکس خوب از تو بگیره!»

هرگز به صورت مستقیم درباره موضوعی که باعث اضطرابش شده است، حرف نزنید. مثلا نگویید آیا برای امتحان فردا استرس داری؟ در عوض می توانید از این جمله استفاده کنید، درباره امتحان فردا چه احساسی داری؟ اگر لحن صدا و زبان بدن شما به گونه ای باشد که آرامش نسبی به کودک را القاء کند، می توان امیدوار بود که فرزندتان بیشتر درباره احساساتش با شما حرف بزند و آرامش بیشتری به دست آورد.

کمک به طفل برای دور کردن از موضوعاتی که باعث استرس او شده است، می تواند خوب و مفید باشد اما در طولانی مدت استرس او را تقویت می کند. اجازه بدهید، این طور بگوییم؛ کودکی را در نظر بگیرید که از یک موقعیت استرس آور ناراحت شده است. طبیعی است که گریه می کند. در وهله اول این گریه برای موقعیتی است که وجود دارد اما والدین اگر به جای توجه به استرس کودک، تنها در پی ساکت کردن او باشند، کودک یاد می گیرد برای به دست آوردن نیازهایش از گریه استفاده کند. این گریه دیگر ناشی از استرس نیست بلکه کودک می خواهد وضعیت را به نفع خودش دستکاری کند.

 

 

درمان استرس کودکان را جدی بگیرید!

 

 

دو ) درمان استرس کودکان با پرت کردن حواس !

راه کار دیگری که می تواند اضطراب کودک را پایین بیاورد، پرت کردن حواس اوست. سعی کنید حواس فرزندتان را از موضوعی که باعث شده است او دچار استرس شود، پرت کنید. یک اسباب بازی به او نشان بدهید یا برایش یک قصه خیالی تعریف کنید.

 

سه ) کودک را با ترس هایش آشنا کنید!

درمان استرس کودکان می تواند با روبرو کردن آنها با ترس ها و استرس هایشان انجام شود. شما می توانید به او بگویید که استرس داشتن امری طبیعی است و گاهی افراد به آن دچار می شوند. مهم این است که بتوانیم بر آن غلبه نماییم؛ نه این که از آنها فرار کنیم.

 

چهار ) درمان استرس کودکان با درگیر کردن آنها

درمان استرس و اضطراب در کودکان می تواند با دیدن یک فیلم ، بازی یا خواندن کتاب امکان پذیر باشد. تنها کافی است فضای خانه را آرام نگه دارید. حتی یک شام خانوادگی نیز می تواند در کم کردن سطح استرس کودک نقش داشته باشد. اجازه بدهید کودک در بازی ها نقش اول را داشته باشد و بازی را مدیریت کند. از او بخواهید بقیه داستانی را که شما برای او خوانده اید، ادامه دهد.

 

 

 

 

 پنج ) انتظارات واقع بینانه داشته باشید

درمان استرس کودکان می تواند همراه با انتظارات واقع بینانه شما همراه باشد. به این معنی که هرگز به کودک نگویید استرس او غیر مقعول است . می توانید به او بگویید استرس شب امتحان را همه تجربه کرده اند و یا افتادن در حین بازی فوتبال امری است طبیعی و این موارد را می توان کنترل و مدیریت کرد. به کودک خود یاد بدهید که به جای فرار از امتحان یا زمین فوتبال با آنها روبرو شود. به او بگویید که شما انتظار نمره بیست از او ندارید یا هرگز نمی خواهید که در زمین فوتبال از همه بهتر بازی کند. به او نشان دهید که سطح انتظارات شما از توانایی های او در حد معقول بوده و غیر واقع بینانه نیست.

 

شش) به احساس کودک احترام بگذارید اما قدرت همچنان در دست خودتان باشد

 

درمان استرس کودکان فرایندی آسان اما زمانبر است. آسان از آن جهت است که می توانید با چند راهکار خانگی سطح اضطراب کودک را پایین آورید اما این کاهش استرس زمان می خواهد. اگر می بینید که کودک شما از رفتن به پزشک می هراسد، با او همدلی کنید، برایش توضیح دهید که بیماری با نرفتن به پزشک چه خطراتی دارد. به او دلگرمی بدهید که همیشه کنارش هستید اما در نهایت او را با ترسی که دارد روبرو سازید. هرگز اجازه ندهید که کودک با گریه ها و بی قراری هایش قدرت را از دست شما خارج کند.

 

 

 

 

هفت ) به ترس های کودک دامن نزنید؛ این یک راهکار برای درمان استرس کودکان است!

 

یک راهکار دیگر برای درمان استرس کودکان دامن نزدن به آنهاست. تصور کنید که کودک شما از دیدن یک سگ دچار هراس شده است. این تجربه منفی می تواند از خاطره کودک پاک شود. اما اگر شما کودک را به گردش می برید و همچنان نگران هستید که با آمدن یک سگ کودک شما دچار ترس و واهمه شود، به صورت ناخودآگاه این پیام را به طفل خود منتقل می کنید که باید همچنان از سگ بترسد. سعی کنید در چنین موقعیت هایی است کودک را آرام نگه دارید و به او بگویید اضطراب خود را تحمل کند. حالات و روحیات شما نیز در انتقال ترس و استرس بسیار موثر است.

  • مونا فلسفی
  • ۰
  • ۰

اصطلاح «تراجنسیتی» یک تشخیص روانپزشکی نیست. این اصطلاح برای اشاره به فردی استفاده می‌شود که جنسیت تعیین‌شده در بدو تولد (معمولاً بر اساس ظاهر اندام تناسلی خارجی) او با هویت جنسیتی‌اش (احساس روانشناختی فرد از جنسیتش) همسو نیست. برخی از افرادی که خود را تراجنسیتی می‌دانند ، «نارضایتی جنسیتی» را تجربه می‌کنند، یک تشخیص روانپزشکی که به پریشانی روانی ناشی از ناهمخوانی بین جنسیت تعیین‌شده در بدو تولد و هویت جنسیتی فرد اشاره دارد. اگرچه نارضایتی جنسیتی گاهی اوقات می‌تواند در کودکی شروع شود، اما برخی افراد ممکن است تا بعد از بلوغ یا خیلی دیرتر آن را تجربه نکنند.

افراد تراجنسیتی به روش‌های مختلفی به دنبال تأیید جنسیت خود هستند. این امر می‌تواند به سادگی شامل یک گذار اجتماعی (تغییر نام، ضمایر یا نوع لباس پوشیدن)؛ یک گذار قانونی (مثلاً تغییر نشانگرهای جنسیتی در مدارک دولتی)؛ گذار پزشکی (مثلاً سرکوب بلوغ یا هورمون‌های تأییدکننده جنسیت)؛ و گذار جراحی (مثلاً واژینوپلاستی، جراحی زنانه‌سازی صورت، بزرگ کردن سینه، بازسازی سینه مردانه و غیره) باشد. همه افراد تراجنسیتی تمایلی به همه حوزه‌های تأیید جنسیت ندارند، زیرا این موارد تصمیماتی کاملاً شخصی و فردی هستند.

لازم به ذکر است که اصطلاح «هویت جنسیتی» با «بیان جنسیتی» متفاوت است. هویت جنسیتی به حس روانشناختی فرد از جنسیت خود اشاره دارد؛ بیان جنسیتی به نحوه‌ی ارائه‌ی خود به جهان به صورت جنسیتی اشاره دارد. به عنوان مثال، پوشیدن لباس، بیان جنسیتی «زنانه» و پوشیدن کت و شلوار، بیان جنسیتی «مردانه» محسوب می‌شود. بیان‌های جنسیتی از نظر فرهنگی تعریف می‌شوند و در طول زمان و فرهنگ متفاوت هستند.

هویت جنسیتی با گرایش جنسی نیز متفاوت است. گرایش جنسی به انواع افرادی اشاره دارد که فرد از نظر جنسی به آنها جذب می‌شود. همانند افرادی که سیسجندر (افرادی که جنسیت تعیین‌شده در بدو تولدشان با هویت جنسیتی‌شان همسو است) هستند، افراد تراجنسیتی نیز طیف متنوعی از گرایش‌های جنسی دارند.

تشخیص

راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، ویرایش پنجم، ویرایش متن (DSM-5-TR). 1 شامل یک تشخیص کلی اختلال هویت جنسیتی با معیارهای خاص جداگانه برای کودکان پیش از بلوغ و نوجوانان و بزرگسالان است.

DSM-5-TR اختلال هویت جنسیتی در نوجوانان و بزرگسالان را به عنوان ناهمخوانی قابل توجه بین جنسیت تجربه شده/ابراز شده فرد و جنسیت تعیین شده او تعریف می‌کند که حداقل ۶ ماه طول بکشد و با حداقل دو مورد از موارد زیر آشکار شود:

  • ناهمخوانی آشکار بین جنسیت تجربه‌شده/ابرازشده فرد و ویژگی‌های جنسی اولیه و/یا ثانویه (یا در نوجوانان، ویژگی‌های جنسی ثانویه مورد انتظار)
  • تمایل شدید به رهایی از ویژگی‌های جنسی اولیه و/یا ثانویه خود به دلیل ناهمخوانی قابل توجه با جنسیت تجربه شده/ابراز شده (یا در نوجوانان خردسال، تمایل به جلوگیری از ایجاد ویژگی‌های جنسی ثانویه مورد انتظار)
  • میل شدید به ویژگی‌های جنسی اولیه و/یا ثانویه جنس مقابل
  • تمایل شدید به داشتن جنسیت دیگر (یا جنسیت دیگری متفاوت از جنسیت تعیین‌شده‌ی خود)
  • تمایل شدید به اینکه با فرد مانند جنسیت دیگر (یا جنسیتی متفاوت از جنسیت تعیین‌شده‌اش) رفتار شود.
  • اعتقاد راسخ به اینکه فرد احساسات و واکنش‌های معمول جنس مخالف (یا جنسیت جایگزین متفاوت از جنسیت تعیین‌شده‌اش) را دارد.

برای اینکه این اختلال معیارهای تشخیص را داشته باشد، باید با پریشانی یا اختلال بالینی قابل توجه در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم مرتبط باشد.

DSM-5-TR اختلال هویت جنسیتی در کودکان را به عنوان ناهمخوانی قابل توجه بین جنسیت تجربه شده/ابراز شده فرد و جنسیت تعیین شده، که حداقل ۶ ماه طول بکشد، تعریف می‌کند که با حداقل شش مورد از موارد زیر آشکار می‌شود (که یکی از آنها باید اولین معیار باشد):

  • تمایل شدید به جنسیت دیگر یا اصرار بر اینکه فرد جنسیت دیگر (یا جنسیت دیگری متفاوت از جنسیت تعیین‌شده‌اش) است.
  • در پسران (جنسیت تعیین‌شده)، ترجیح قوی برای پوشیدن لباس زنانه یا شبیه‌سازی لباس زنانه؛ یا در دختران (جنسیت تعیین‌شده)، ترجیح قوی برای پوشیدن لباس‌های مردانه معمولی و مقاومت شدید در برابر پوشیدن لباس‌های زنانه معمولی
  • ترجیح قوی برای نقش‌های بین جنسیتی در بازی‌های وانمودی یا فانتزی
  • ترجیح قوی برای اسباب‌بازی‌ها، بازی‌ها یا فعالیت‌هایی که به طور کلیشه‌ای توسط جنس مخالف استفاده یا انجام می‌شوند
  • ترجیح قوی برای همبازی‌های جنس مخالف
  • در پسران (جنسیت تعیین‌شده)، طرد شدید اسباب‌بازی‌ها، بازی‌ها و فعالیت‌های معمولاً مردانه و اجتناب شدید از بازی‌های خشن و جست‌وخیز؛ یا در دختران (جنسیت تعیین‌شده)، طرد شدید اسباب‌بازی‌ها، بازی‌ها و فعالیت‌های معمولاً زنانه
  • بیزاری شدید از آناتومی جنسی خود
  • تمایل شدید به ویژگی‌های جنسی فیزیکی که با جنسیت تجربه‌شده‌ی فرد مطابقت داشته باشد

همانند معیارهای تشخیصی برای نوجوانان و بزرگسالان، این وضعیت همچنین باید با پریشانی یا اختلال بالینی قابل توجه در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم مرتبط باشد.

درمان

حمایت از افراد مبتلا به اختلال هویت جنسیتی می‌تواند شامل کاوش بی‌پایان احساسات و تجربیات آنها در مورد هویت و ابراز جنسیتی باشد، بدون اینکه درمانگر هیچ هویت یا ابراز جنسیتی از پیش تعریف‌شده‌ای را به عنوان نتیجه‌ای ترجیحی نسبت به دیگری تعریف کند.2 تلاش‌های روانشناختی برای تغییر هویت جنسیتی (که گاهی اوقات به عنوان تلاش‌های تبدیل هویت جنسیتی [GICE] یا "درمان تبدیل هویت جنسیتی" شناخته می‌شود) با پیامدهای نامطلوب سلامت روان مرتبط بوده‌اند .2،3

حمایت همچنین می‌تواند شامل تأیید در حوزه‌های مختلف باشد. تأیید اجتماعی ممکن است شامل پذیرش ضمایر، نام‌ها و جنبه‌های مختلف ابراز جنسیتی توسط فرد باشد که با هویت جنسیتی او مطابقت دارد. 4،5 تأیید قانونی ممکن است شامل تغییر نام و نشانگرهای جنسیتی در اشکال مختلف شناسایی دولتی باشد. 6 تأیید پزشکی ممکن است شامل سرکوب بلوغ برای نوجوانان جوان‌تر مبتلا به اختلال هویت جنسیتی و هورمون‌های تأییدکننده جنسیت مانند استروژن و تستوسترون برای نوجوانان و بزرگسالان بزرگتر باشد. 7، 8، 9، 10، 11، 12 تأیید پزشکی هرگز برای کودکان قبل از بلوغ توصیه نمی‌شود. 7، 8 برخی از بزرگسالان (و کمتر اوقات نوجوانان بزرگتر) ممکن است جنبه‌های مختلفی از تأیید جراحی را انجام دهند. 7، 8، 13

طرد هویت جنسیتی فرد توسط خانواده و جامعه، پیش‌بینی‌کننده‌های قوی مشکلات سلامت روان در بین افراد تراجنسیتی هستند.14 درمان  خانوادگی و زوجی می‌تواند برای ایجاد محیطی حمایتی که به سلامت روان فرد اجازه رشد می‌دهد، مهم باشد. والدین کودکان و نوجوانان تراجنسیتی ممکن است از گروه‌های حمایتی بهره‌مند شوند. گروه‌های حمایتی همسالان برای خود افراد تراجنسیتی اغلب برای اعتبارسنجی و به اشتراک گذاشتن تجربیات مفید هستند.

چالش‌ها/عوارض

افراد تراجنسیتی از سطح بالایی از انگ اجتماعی، تبعیض و قربانی شدن رنج می‌برند که این امر به تصویر منفی از خود و افزایش میزان سایر اختلالات سلامت روان منجر می‌شود. ۱۵  افراد تراجنسیتی در مقایسه با عموم مردم در معرض خطر بیشتری برای قربانی شدن و جرایم ناشی از نفرت هستند. میزان خودکشی در بین افراد تراجنسیتی به طور قابل توجهی بالاتر از جمعیت عمومی است. ۱۶

کودکان و نوجوانان تراجنسیتی اغلب قربانی قلدری و تبعیض در مدرسه می‌شوند که می‌تواند به پیامدهای جدی و نامطلوب سلامت روان منجر شود.17 اغلب  برای ایجاد محیط‌های امن و تأییدکننده در مدرسه، مداخلاتی لازم است.

افراد تراجنسیتی همچنین ممکن است در دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی مناسب و پوشش بیمه‌ای خدمات مرتبط با چالش‌هایی روبرو شوند.

اصطلاحات

اصطلاحات مهم مرتبط با اختلال هویت جنسیتی: ۱۸

  • سیسجندر (Cisgender): اصطلاحی که از جامعه تراجنسیتی‌ها پدیدار شد تا فردی را توصیف کند که هویت جنسیتی‌اش با جنسیتی که در بدو تولد به او نسبت داده شده است (غیر تراجنسیتی) همسو است.
  • اختلال هویت جنسیتی: تشخیصی در DSM-5-TR که به عنوان پریشانی یا اختلال بالینی قابل توجه ناشی از عدم تطابق جنسیتی تعریف می‌شود، که ممکن است شامل تمایل به تغییر ویژگی‌های جنسی اولیه و/یا ثانویه باشد. همه افراد تراجنسیتی یا دارای تنوع جنسیتی، اختلال هویت جنسیتی را تجربه نمی‌کنند.
  • ابراز جنسیتی: تجلی بیرونی جنسیت یک فرد، که ممکن است منعکس کننده هویت جنسیتی درونی او باشد یا نباشد. ابراز جنسیتی شامل نحوه رفتار فرد، لباس، لوازم جانبی، آرایش، الگوهای صدا/گفتار و شیوه‌های مکالمه و ویژگی‌های فیزیکی او می‌شود.
  • هویت جنسیتی : احساس درونی یک فرد از دختر/زن، پسر/مرد، ترکیبی از هر دو یا جنسیت دیگر. این ممکن است با جنسی که در بدو تولد به او نسبت داده شده است مطابقت داشته باشد یا نداشته باشد.
  • بیناجنسیتی/اختلالات رشد جنسی/تفاوت‌ها در رشد جنسی (DSD): که از نظر تاریخی به عنوان هرمافرودیتیسم و ​​شبه هرمافرودیتیسم شناخته می‌شوند، DSDها تعدادی از شرایط پزشکی فیزیکی را توصیف می‌کنند که سیستم تولید مثل از جمله دستگاه تناسلی مبهم در بدو تولد را درگیر می‌کنند.
  • غیرباینری: اصطلاحی که توسط برخی از افرادی که هویت جنسیتی‌شان نه دختر/زن است و نه پسر/مرد، به کار می‌رود.
  • جنسیت/جنسیت تعیین‌شده در بدو تولد: این اصطلاح گاهی به اختصار AFAB (زن تعیین‌شده در بدو تولد) یا AMAB (مرد تعیین‌شده در بدو تولد) نامیده می‌شود و به آنچه معمولاً هنگام تولد کودک اتفاق می‌افتد اشاره دارد. اگرچه تعیین جنسیت معمولاً بر اساس ظاهر دستگاه تناسلی خارجی نوزاد انجام می‌شود، اما در مورد افراد تراجنسیتی یا افراد دارای شرایط بیناجنسی (DSD)، این تعیین جنسیت‌ها ممکن است نامعتبر باشند.
  • گرایش جنسی: به تمایلات شهوانی یا جاذبه‌های جنسی یک فرد اشاره دارد، چه این تمایلات معطوف به افراد همجنس (همجنس‌گرا)، جنس مخالف (دگرجنس‌گرا)، هر دو جنس (دوجنس‌گرا) یا هیچ‌کدام (غیرجنسی) باشد.
  • تراجنسیتی: اصطلاحی کلی که افرادی را توصیف می‌کند که هویت جنسیتی‌شان با جنسیتی که در بدو تولد به آنها نسبت داده شده همسو نیست. همچنین ممکن است برای اشاره به فردی استفاده شود که هویت جنسیتی‌اش دوگانه است و به طور سنتی با جنسیتی که در بدو تولد به او نسبت داده شده، مرتبط نیست.
  • مونا فلسفی
  • ۰
  • ۰

پیمایش فرآیند مهاجرت می‌تواند پیچیده باشد. این فرآیند اغلب شامل رویه‌ها و الزامات قانونی مختلفی است. یکی از این الزامات می‌تواند ارزیابی روانشناختی مهاجرت باشد.

اما ارزیابی روانشناختی مهاجرت دقیقاً چیست؟ این یک ارزیابی تخصصی است که توسط یک متخصص سلامت روان دارای مجوز انجام می‌شود. هدف آن ارائه درک جامعی از وضعیت سلامت روان فرد است.

این ارزیابی نقش حیاتی در پرونده‌های مهاجرتی ایفا می‌کند. این ارزیابی می‌تواند به طور قابل توجهی بر نتیجه فرآیند مهاجرت فرد تأثیر بگذارد. اغلب در مواردی مانند پرونده‌های پناهندگی، معافیت از سختی‌های زندگی و موارد دیگر مورد نیاز است.برای مشاوره با روانشناس زن در تهران با گروه ویان تماس بگیرید.

درک فرآیند و پیامدهای این ارزیابی ضروری است. این امر می‌تواند به مهاجران کمک کند تا برای ارزیابی آماده شوند و تأثیر بالقوه آن را بر پرونده خود درک کنند. همچنین برای متخصصان حقوقی و متخصصان سلامت روان که در این فرآیند دخیل هستند، مفید است.

این راهنما با هدف ارائه درک جامعی از ارزیابی‌های روانشناختی مهاجرت تدوین شده است. این راهنما به بررسی زمینه‌های قانونی، نقش متخصصان سلامت روان و تفاوت بین ارزیابی روانشناختی و ارزیابی سلامت روان خواهد پرداخت.

همچنین اجزای یک ارزیابی جامع را بررسی خواهیم کرد. در مورد چگونگی تأثیر این ارزیابی‌ها بر پرونده‌های مهاجرت بحث خواهیم کرد. و به اهمیت شایستگی فرهنگی و ارزیابی‌های دوزبانه خواهیم پرداخت.

ملاحظات اخلاقی و محرمانگی نیز از جنبه‌های حیاتی این فرآیند هستند. ما این موارد را به تفصیل مورد بحث قرار خواهیم داد. همچنین در مورد نحوه آماده شدن برای ارزیابی راهنمایی ارائه خواهیم داد.

نقش تروما در ارزیابی‌های مهاجرت موضوع مهم دیگری است. ما این موضوع را بررسی خواهیم کرد، همراه با اینکه چگونه یک متخصص سلامت روان واجد شرایط پیدا کنیم. همچنین در مورد اهمیت مستندسازی کامل و گزارش‌های حرفه‌ای بحث خواهیم کرد.

در پایان این راهنما، شما درک روشنی از ارزیابی‌های روانشناختی مهاجرت خواهید داشت. اهمیت، فرآیند و تأثیر آنها بر پرونده‌های مهاجرت را درک خواهید کرد. این دانش می‌تواند ابزاری ارزشمند در پیمایش فرآیند مهاجرت باشد.

ارزیابی روانشناختی مهاجرت چیست؟

ارزیابی روانشناختی مهاجرت بخش کلیدی برخی از فرآیندهای مهاجرتی است. این ارزیابی، ارزیابی جامعی از سلامت روان فرد ارائه می‌دهد. این ارزیابی توسط یک متخصص سلامت روان آموزش دیده و دارای مجوز انجام می‌شود.

هدف از این ارزیابی چندوجهی است. در درجه اول، به درک وضعیت سلامت روان یک مهاجر کمک می‌کند. این امر در تعیین واجد شرایط بودن آنها برای مزایا یا حمایت‌های مختلف مهاجرتی بسیار مهم است.

این ارزیابی‌ها فقط مربوط به شناسایی مشکلات سلامت روان نیستند. آن‌ها همچنین ارزیابی می‌کنند که چگونه این مشکلات ممکن است بر وضعیت یک مهاجر تأثیر بگذارند. این می‌تواند شامل اثرات آسیب‌های گذشته یا عوامل استرس‌زای مداوم باشد.

ارزیابی‌های روانشناختی مهاجرت بر اساس نیازهای فردی متفاوت است. آنها متناسب با شرایط خاص هر مورد تنظیم می‌شوند. به عنوان مثال، ارزیابی برای یک پناهجو ممکن است بر تجربیات آزار و اذیت یا آسیب‌های روحی متمرکز باشد.

این ارزیابی معمولاً شامل چندین مؤلفه است. این مؤلفه‌ها می‌توانند شامل مصاحبه، پرسشنامه و آزمون‌های روانشناختی استاندارد باشند. هدف هر مؤلفه ارائه تصویری دقیق از سلامت روان فرد است.

نکته مهم این است که این ارزیابی‌ها چیزی بیش از علائم بالینی را در نظر می‌گیرند. آن‌ها همچنین عوامل فرهنگی، اجتماعی و شخصی را بررسی می‌کنند. این امر، دیدگاه جامع‌تری از وضعیت روانی و عاطفی فرد را تضمین می‌کند.

درک این فرآیند ارزیابی بسیار مهم است. این امر افراد را به اطلاعات لازم برای پیمایش مؤثر در آن مجهز می‌کند. این درک همچنین می‌تواند شفافیت ایجاد کند و اضطراب مربوط به ارزیابی را کاهش دهد.

در مجموع، ارزیابی روانشناختی مهاجرت به عنوان ابزاری حیاتی عمل می‌کند. این ارزیابی به ایجاد زمینه سلامت روان لازم برای تصمیمات آگاهانه مهاجرت کمک می‌کند. این گامی مهم در حمایت از افراد در طول سفر مهاجرت است.

زمینه قانونی ارزیابی‌های روانشناختی مهاجرت

ارزیابی‌های روانشناختی مهاجرت به طور جدی در رویه‌های قانونی گنجانده شده‌اند. آنها اغلب نقش مهمی در پرونده‌های مهاجرتی ایفا می‌کنند. این ارزیابی‌ها می‌توانند بر تصمیمات اتخاذ شده توسط مقامات مهاجرتی تأثیر بگذارند.

چارچوب‌های قانونی تعیین می‌کنند که این ارزیابی‌ها چه زمانی و چگونه استفاده شوند. این ارزیابی‌ها معمولاً در موارد خاص مانند درخواست‌های پناهندگی، معافیت‌های مربوط به سختی‌های زندگی یا دادخواست‌های VAWA مورد نیاز هستند. این ارزیابی‌ها به نشان دادن پیامدهای سلامت روان در چنین موارد قانونی کمک می‌کنند.

قوانین فدرال و ایالتی اغلب روند این ارزیابی‌ها را هدایت می‌کنند. این امر، ثبات و انصاف در نحوه انجام آنها را تضمین می‌کند. ارزیابی‌ها باید مطابق با استانداردهای قانونی باشند تا در دادگاه معتبر تلقی شوند.

مشارکت یک متخصص سلامت روان دارای مجوز ضروری است. دستورالعمل‌های قانونی تصریح می‌کنند که متخصصان واجد شرایط باید این ارزیابی‌ها را انجام دهند. آن‌ها باید هم در روانشناسی و هم در قانون مهاجرت مربوطه تخصص داشته باشند.

در پرونده‌های مهاجرت، ارزیابی‌ها از ادعاهای مربوط به شرایط سلامت روان پشتیبانی می‌کنند. به عنوان مثال، آنها ممکن است نشان دهند که چگونه اخراج بر وضعیت روانی فرد تأثیر می‌گذارد. این شواهد می‌تواند بر تصمیمات قانونی تأثیر بگذارد و اهمیت این ارزیابی‌ها را در سیستم حقوقی مهاجرت برجسته کند.

سناریوهایی که نیاز به ارزیابی روانشناختی مهاجرت دارند

ارزیابی‌های روانشناختی مهاجرت در سناریوهای مختلف حقوقی ضروری هستند. هر پرونده شرایط منحصر به فردی را ارائه می‌دهد که این ارزیابی‌ها را ضروری می‌کند. این ارزیابی‌ها اغلب به بررسی جنبه‌های خاص سلامت روان در یک پرونده مهاجرتی کمک می‌کنند.

یکی از سناریوهای رایج، درخواست‌های پناهندگی است. افرادی که از آزار و اذیت فرار می‌کنند، ممکن است نیاز به اثبات آسیب روانی یا پریشانی داشته باشند. ارزیابی روانشناختی می‌تواند مستنداتی از آسیب‌های گذشته و اثرات آن ارائه دهد.

دادخواست‌های مهاجرتی مبتنی بر خانواده، مانند معافیت‌های مربوط به سختی‌های زندگی، نیز نیاز به ارزیابی دارند. این پرونده‌ها اغلب در صورت جدا شدن یکی از اعضای خانواده، به شواهدی مبنی بر سختی شدید زندگی نیاز دارند. ارزیابی‌ها به تعیین تأثیر عاطفی و روانی جدایی خانواده کمک می‌کنند.

قربانیان خشونت خانگی یا قاچاق انسان، که تحت قانون خشونت علیه زنان (VAWA) یا برای ویزای U درخواست می‌دهند، اغلب به این ارزیابی‌ها نیاز دارند. هدف، اثبات آسیب روانی است که متحمل شده‌اند. این شواهد، ادعاهای آنها برای حمایت و اقامت را تأیید می‌کند.

کودکان و نوجوانان در روند مهاجرت نیز ممکن است نیاز به ارزیابی داشته باشند. این ارزیابی‌ها نیازهای عاطفی و روانی منحصر به فرد افراد زیر سن قانونی را در نظر می‌گیرند. این ارزیابی‌ها به تضمین این امر کمک می‌کنند که منافع کودک در اولویت قرار گیرد.

برخی از سناریوهای خاص که ممکن است نیاز به ارزیابی روانشناختی مهاجرت داشته باشند عبارتند از:

  • درخواست پناهندگی برای افرادی که از آزار و اذیت می‌ترسند.
  • چشم‌پوشی از سختی‌های زندگی برای اثبات سختی‌های شدید احتمالی.
  • دادخواست‌های VAWA برای قربانیان خشونت خانگی.
  • درخواست‌های ویزای U برای قربانیان جرم یا قاچاق انسان.
  • پرونده‌های مربوط به اتحاد مجدد خانواده که شامل جدایی احتمالی اعضای خانواده می‌شود.

هر سناریو نقش حیاتی این ارزیابی‌ها را در فرآیندهای مهاجرت برجسته می‌کند. آن‌ها به ارائه درک دقیقی از عوامل سلامت روان مؤثر کمک می‌کنند که در نهایت بر نتیجه پرونده‌های مهاجرتی تأثیر می‌گذارند.

  • مونا فلسفی
  • ۰
  • ۰

اگر کودک نوپا یا پیش‌دبستانی دارید، می‌دانید که آنها می‌توانند بیش‌فعال باشند، زیاد بدوند و آرام نشستن برایشان دشوار باشد. اما وقتی این رفتار بیش از حد مخرب یا مدیریت آن دشوار باشد، ممکن است از خود بپرسید که آیا جای نگرانی دارد یا خیر.

اختلال بیش فعالی کمبود توجه (ADHD) یک اختلال رشدی و رفتاری است که معمولاً در کودکان در سن مدرسه شروع به بروز می‌کند. اما پزشکان می‌توانند این بیماری را در کودکان ۳ ساله نیز تشخیص دهند. در واقع، از هر ۳ کودکی که ADHD در آنها تشخیص داده می‌شود، ۱ نفر در سنین پیش‌دبستانی است.

 

 

در مقایسه با سایر کودکان همسن خود، کودکان مبتلا به ADHD اغلب برای آرام نشستن، حتی برای چند دقیقه، مشکل دارند. آنها قادر به منتظر ماندن برای نوبت خود نیستند - برای مثال، پاسخ‌ها را از دهانشان می‌پرانند یا به جلوی صف می‌روند - و ممکن است بیش از حد صحبت کنند.

برخی از کودکان علائم آشکار ADHD مانند بیش فعالی، تکانشگری و بی‌توجهی را از دست می‌دهند. اما تحقیقات نشان می‌دهد کودکانی که در حدود ۳ سالگی علائم را نشان می‌دهند، ممکن است در ۱۳ سالگی معیارهای تشخیص را داشته باشند.

 

مهم است که رفتار فرزندتان را مشاهده کنید و ببینید آیا برای گروه سنی او مناسب است یا خیر. اگر نه، هیچ‌وقت برای کمک گرفتن زود نیست.

کودک پیش‌دبستانی شما ممکن است علائم ADHD را داشته باشد اگر:

  • از فعالیت‌هایی که ۵ دقیقه یا بیشتر طول می‌کشند، متنفرند.
  • زیاد صحبت کردن
  •  و نسبت به همسالان خود سر و صدای بیشتری ایجاد می‌کنند
  • خیلی سریع علاقه خود را به فعالیت‌ها از دست می‌دهند
  • اغلب از چیزها بالا رفتن
  • با حرکت خیلی سریع اغلب آسیب می‌بینند
  • بی‌ملاحظه رفتار کردن به شیوه‌هایی که می‌تواند منجر به یک وضعیت خطرناک شود
  • در مهدکودک یا پیش دبستانی رفتار پرخاشگرانه داشته باشد
  • به جزئیات زیاد توجه نکنید
  • از دستورالعمل‌ها پیروی نکردن
  • قادر به منتظر ماندن برای نوبت خود نیستند
  • اغلب حرف دیگران را قطع کردن

 

 

برای تشخیص بیماری کودک پیش‌دبستانی شما، پزشک به توضیحات مفصلی از رفتار فرزندتان که توسط شما، مراقبان کودک، معلمان پیش‌دبستانی و سایر بزرگسالانی که مرتباً فرزند شما را می‌بینند، به همراه مشاهدات خود او، تکیه خواهد کرد. صحبت در مورد تمام علائم با پزشک بسیار مهم است.

صرفاً به این دلیل که فرزند شما دچار بیش‌فعالی و تکانشگری است ، به این معنی نیست که او ADHD دارد. به عنوان مثال، مشکلات بینایی، شنوایی، صحبت کردن یا خواب می‌تواند علائمی ایجاد کند که بسیار شبیه ADHD است . ممکن است فرزند شما برای رد سایر احتمالات به آزمایش نیاز داشته باشد. وقتی متخصص اطفال علائم ADHD فرزند شما را بررسی می‌کند ، ممکن است ابتدا این موارد را رد کند. 

بچه‌ها معمولاً باید حداقل ۶ ماه علائم ADHD را نشان دهند تا تشخیص داده شود. علائم باید در خانه و مدرسه، مهدکودک یا در تاریخ‌های بازی قابل توجه باشند. اگر علائمی را در خانه مشاهده کردید، از ارائه دهنده خدمات مراقبت از کودک یا معلم پیش‌دبستانی خود بپرسید که آیا موارد مشابهی را دیده‌اند یا خیر.

اختلال بیش فعالی/کمبود توجه شدید (ADHD) می‌تواند یادگیری فرزند شما را در مدرسه دشوار کند. در موارد نادر، کودکانی که رفتارشان بیش از حد مخرب است، با تعلیق از مهدکودک و ممنوعیت از بازی در قرارهای دوستانه مواجه می‌شوند.

اگر فکر می‌کنید فرزند پیش‌دبستانی شما مبتلا به ADHD است، با یک متخصص آموزش‌دیده که با اختلالات رشدی کودکان آشنا است صحبت کنید. این متخصص می‌تواند متخصص اطفال، روانپزشک کودک ، مددکار اجتماعی بالینی یا سایر متخصصان سلامت روان باشد.

 

کارشناسان می‌گویند تشخیص زودهنگام و درمان غیر دارویی در کودکان پیش‌دبستانی مبتلا به ADHD کلیدی است. وقتی مغز کودکان در سال‌های اولیه رشد است، والدین و متخصصان می‌توانند مهارت‌های یادگیری و رفتارهای مثبت را آموزش دهند. کودکان همچنین می‌توانند در این مدت مهارت‌های مهم مقابله‌ای را کسب کنند. این می‌تواند به آنها کمک کند تا در مدرسه و موقعیت‌های اجتماعی بهتر رشد کنند.

 

پزشکان برای تشخیص ADHD در کودکان پیش‌دبستانی، برخی یا همه مراحل زیر را انجام می‌دهند:

  • بررسی دقیق سابقه پزشکی و رفتاری فرزندتان در خانه و مدرسه
  • نگاهی به علائم و نشانه‌های نگران‌کننده
  • با فرزندتان صحبت کنید یا مستقیماً او را مشاهده کنید
  • پرسشنامه‌هایی برای ارزیابی رفتار فرزندتان
  • آزمون‌های روانشناختی برای بررسی مهارت‌های تفکر و یادگیری
  • بررسی سلامت برای بیماری‌هایی غیر از ADHD

 

  • مونا فلسفی
  • ۰
  • ۰

 

چه تشخیص رسمی اضطراب اجتماعی داشته باشید و چه علائم آن را در خودتان مشاهده کرده باشید، می‌توانید خودتان را از تمام آن ترس، استرس و انزوا رها کنید. این تغییر ممکن است به طور جادویی یک شبه اتفاق نیفتد. با این حال، با تمرین استراتژی‌های زیر، شاهد بهبود تدریجی خواهید بود. نکات زیر به شما کمک می‌کند تا افکار و عادت‌هایی را که باعث اضطراب شما می‌شوند، برطرف کنید.

  • مونا فلسفی
  • ۰
  • ۰

پیدا کردن یک روانشناس یا روان‌درمانگر می‌تواند تلاشی دشوار باشد. اگر برای اولین بار به دنبال ملاقات با یک متخصص هستید، یا اگر به منطقه جدیدی نقل مکان کرده‌اید، انتخاب درمانگری که با شما مطابقت داشته باشد، می‌تواند برای موفقیت در بهبود سلامت روان شما بسیار مهم باشد.

اگر در حال حاضر یک درمانگر دارید اما از عملکرد او راضی نیستید، خودتان را محدود نکنید. از کمی جستجو و پیدا کردن فردی که مناسب شما باشد، نترسید. شما قبلاً برای مراجعه به یک درمانگر اقدام کرده‌اید، چرا از آن نهایت استفاده را نمی‌برید و مطمئن نمی‌شوید که فرد مناسبی را می‌بینید؟ با در نظر گرفتن همه این موارد، در اینجا چند ویژگی وجود دارد که یک درمانگر مؤثر از خود نشان می‌دهد. 

مهارت‌های ارتباطی

این مورد ممکن است کاملاً بدیهی به نظر برسد، اما همه درمانگران و روانشناسان مهارت‌های ارتباطی خیلی خوبی ندارند. شما می‌خواهید کسی را پیدا کنید که خوب گوش دهد - و بتوانید او را درک کنید. اگر در سطح خاصی ارتباط برقرار نکنید، تعاملات شما (و به نوبه خود، درمان شما) به اندازه کافی معنادار یا مؤثر نخواهد بود. 

درمانگران مؤثر باید فصیح باشند و بتوانند خود را به روشنی بیان کنند، و همچنین باید به احساسات و حتی افکار شما توجه داشته باشند. آنها باید بتوانند زبان بدن، لحن صدا و سایر نشانه‌های غیرکلامی شما را درک کنند تا بفهمند چه اتفاقی برای شما می‌افتد. او همیشه باید مکالمه را به سمت شما هدایت کند. یک علامت خطر بزرگ، داشتن درمانگری است که دائماً در مورد خودش صحبت می‌کند.

یک درمانگر خوب باید بتواند ایده‌ها را به شیوه‌ای منطقی و قابل فهم به شما منتقل کند. زیرا اگر آنچه می‌گویند کاملاً غیرقابل درک باشد، دیگر چه فایده‌ای دارد؟

قابل اعتماد بودن

همه درمانگران ملزم به رعایت قوانین حفظ حریم خصوصی بیمار (HIPAA) هستند، اما شما همچنان باید مطمئن شوید که به فردی که با او سر و کار دارید، اعتماد واقعی دارید. تنها زمانی که ۱۰۰٪ احساس راحتی کنید و کاملاً از احساسات قضاوت، سوءظن و بدبینی رها شوید، می‌توانید از جلسات خود نهایت استفاده را ببرید. هرگونه عدم اعتماد بین شما و درمانگرتان به معنای پیشرفت کمتر از آنچه در غیر این صورت می‌توانستید، خواهد بود.

گاهی اوقات این یک حس درونی است که فوراً به ما دست می‌دهد. گاهی اوقات برای ایجاد آن به چندین جلسه ملاقات نیاز است، اما مانند هر رابطه دیگری، اعتماد در اینجا کلید اصلی است. 

انعطاف‌پذیری

درمانگر شما باید در مورد نحوه  و زمان صرف وقت شما انعطاف‌پذیر باشد. اگر می‌خواهید در مورد موضوع خاصی صحبت کنید، باید پذیرای هر آنچه که مایل به پوشش آن هستید باشد. این بدان معنا نیست که آنها لزوماً موضوع را تغییر نمی‌دهند یا عمیق‌تر بررسی نمی‌کنند، اما باید به طور کلی در مورد آنچه شما دو نفر در مورد آن صحبت می‌کنید، انعطاف‌پذیر باشند.

آنها همچنین باید در مورد زمان ملاقات شما دو نفر انعطاف‌پذیر باشند. بسیاری از افراد دوست دارند زمان مشخصی در برنامه هفتگی خود داشته باشند، اما برخی دیگر ترجیح می‌دهند به ندرت ملاقات کنند و برنامه‌های بسیار فشرده‌ای داشته باشند. اگر در دسته دوم قرار می‌گیرید، باید مطمئن شوید که درمانگری با انعطاف‌پذیری قابل توجهی در برنامه‌ریزی پیدا می‌کنید. 

علاقه به پیشرفت مداوم شما

علاقه‌ی واقعی به پیشرفت شخصی‌تان یک ویژگی بسیار مهم است. آیا روانشناس یا روان‌درمانگر شما واقعاً به احساسات، افکار و رفتارهای شما علاقه نشان می‌دهد؟ آیا وقتی پیشرفت می‌کنید هیجان‌زده به نظر می‌رسند یا وقتی عقب می‌افتید ناراحت می‌شوند؟ یک متخصص باید همیشه سنجیده و بی‌طرف بماند، اما احتمالاً می‌توانید متوجه شوید که آیا واقعاً به موفقیت شما علاقه نشان داده‌اند یا خیر. برای مشاوره با روانشناس زن خوب در تهران با گروه روانشناسی ویان تماس بگیرید.

حساسیت فرهنگی

یک درمانگر مؤثر باید از باورها، آداب و رسوم، آیین‌ها و نگرش‌های فرهنگی مختلف آگاه باشد و با آنها سازگار شود. او باید از هرگونه اعمال مذهبی، پویایی خانواده و سایر عواملی که ممکن است بر درمان تأثیر بگذارد، آگاه باشد. بی‌توجهی به این عوامل می‌تواند منجر به رنجش مراجع و در نتیجه درمان ناکارآمد شود. اگر درمانگر شما با فرهنگ خاص شما آشنا نیست، مطمئناً باید برای یادگیری تلاش کند. اگر اینطور نیست، ممکن است زمان آن رسیده باشد که به جای دیگری مراجعه کنید.

  • مونا فلسفی